مدیران کاربلد+کارکنان مسئولیت پذیر=سازمان بهره ور

در تعيين عوامل مؤثر بر بهرهوري نظرات متفاوتي وجود دارد و هر يك از دانشمندان و صاحبنظران عواملي را به عنوان عامل مؤثر مشخص كردهاند، اما به اجمال  ميتوان ميگفت، عواملي چون آموزش شغلي مستمر مديران و كاركنان، ارتقاي انگيزش ميان كاركنان براي كار بهتر و بيشتر، ايجاد زمينههاي مناسب براي بروز خلاقيت مديران و كاركنان، برقراري نظام مناسب پرداخت مبتني بر عملكرد و برقراري نظام تنبيه و تشويق، وجدان كاري و انضباط اجتماعي، تحول در سيستم و روشها نقشي حساس و كليدي دارند. علاوه بر اين، تقويت حاكميت و تسلط سياستهاي سازمان بر امور و صرفهجوئي به عنوان وظيفه ملي در بهرهوري مؤثر است.

رفتار مطلوب و كردار درست مديران: مسئوليت خطير مديريت و رهبري بايد به افرادي سپرده شود كه ضمن برخورداري از ويژگيهاي شخصيتي خاص، شيوههاي رهبري و مديريت مناسب را به كار گيرند و از نظر اخلاقي نيز الگو باشند.

 

دورههاي آموزش ضمن خدمت: دورههاي آموزش ضمن خدمت و آموزش كاركنان را بايد به عنوان يك امر حياتي، مستمر و مداوم تلقي كرد، زيرا تنها از طريق آموزش ميتوان تلاشهاي كاركنان را با امكانات موجود و پيشرفتهاي علمي جديد هماهنگ ساخت.

شرح وظايف: بايد كليه وظايف، دستورالعملها و مقررات و قوانين براي كاركنان، واضح و روشن باشد و هيچ جاي ابهامي براي آنها وجود نداشته باشد.

 

اختيار: دادن اختيارات كافي به كاركنان، موجب ميشود تا آنها در انجام كارهاي خود احساس مسئوليت بيشتري داشته باشند.

 

دقت در انتخاب: در زمان استخدام سعي شود افراد كارآمد و متخصص جذب شوند و براي انتخاب آنها اجراي آزمونهاي شفاهي و كتبي ضرورت دارد.

 

مشارکت جويي: سعي شود تا كاركنان در تصميمگيريها و تدوين اهداف و برنامهها مشاركت داشته باشند. نتيجه اين عمل باعث خواهد شد كه كاركنان در اجراي فعاليتها احساس مسئوليت كنند و در دستيابي به اهداف سازماني تلاش بيشتري  از خود بروز دهند.

 

كيفيت بالاي زندگي كاري: مفهوم كيفيت زندگي كاري بيانگر اهميت احترام قائل شدن براي کارکنان در محيطهاي كاريشان است.

 

 به طور خلاصه ميتوان گفت مواردي كه در بالابردن كيفيت زندگي كاري تأثيرگذار ميباشد به شرح ذيل است :

 پرداخت مناسب و عادلانه براي انجام خوب يك كار، وضعيت كاري سالم و ايمن، امكان يادگيري و استفاده از مهارتهاي جديد، ايجاد انسجام اجتماعي در سازمان، آماده كردن امكانات رشد و پيشرفت و ترقي براي كاركنان، حفظ حقوق فردي، تعادل در تقسيم زمان كاري و زمان بيكاري مجاز و ايجاد غرور كاري و سازماني.

بايد از برنامههاي گردشي، غنا و توسعه شغلي در جهت افزايش توان و مهارت كاركنان وهمچنين جهت افزايش اعتماد به نفس كاركنان استفاده کرد.

بهبود و ارتقاي بهرهوري مستلزم كوشش و تلاش برنامهريزي شده همه جانبه از سوي افراد و مسئولين ذيربط است كه خود نيازمند بهبود شرايط كار و تغييرمحركهها، روشهاي انگيزشي كاركنان، بهبود نظامها، قوانين، بخشنامهها، دستورالعملها، روشها و فناوريهاي مدرن است.