ایفای مسئولیت اجتماعی در کسب و کار

اساساً این دیدگاه که سازمان صرفاً باید در پی سود آوری باشد، امروزه در سطحی کلان و جهانی، دچار دگرگونی شده و شایسته آن است که سازمان ها علاوه بر توجه به حفظ منافع، سودآوری و بقای مادی ، از دیگر ابعاد وجودی خود در عرصه جهان پیرامون ، غافل نشده و تلاش کنند سهمی در حفظ، ارتقاء و سازندگی جامعه به مثابه  جزئی از کل ساختار اجتماعی داشته باشند. از طرفی التزام عملی و پایبندی حقیقی سازمان به موضوع مسئولیت اجتماعی، در  دراز مدت ، موجب حفظ و بقای سازمان به ویژه در شرایط رقابتی می شود. در این شماره به موضوع « اخلاق» و تعاریف آن در سازمان در شماره های بعدی به «مسئولیت اجتماعی سازمان» و نظریات چالشی در این حوزه می پردازیم. 
اصول اخلاقی و مسئولیت های اجتماعی مفاهیمی هستند که اصولاً درباره کیفیت روابط ما در طول زمان، مطرح هستند. باید توجه داشت که منافع سازمان ما می تواند بر منافع دیگران اثر بگذارد. تجربه نشان داده است که اگر چه امکان دارد رفتار غیر اخلاقی زیان چندان زیادی به بار نیاورد ولی کسانی که اصول اخلاقی را نادیده می انگــارند در بلندمدت، با دردسرهای زیادی رو به رو می شوند(استونر، فریدمن، گیلبرت، 1995، ص 156 ) 

ما ناگزیر هستیم به اصول اخلاقی توجه کنیم زیرا در مطالعه ارزش های مورد نظر مردم ، جامعه و سازمان این اصول از اهمیت ویژه ای برخوردارند. 
اصول اخلاقی چیست؟ 
نظریه پردازان که در حوزه های متفاوت فعالیت دارند از منظر حوزه تخصصی خود تعاریف و تفاسیر متعددی از اصول اخلاقی و یا به عبارتی اخلاقیات ارائه داده اند. 

روی آوردن به اصول اخلاقی 
بسیاری از منتقدین می گویند که ما در عصر « بحران اخلاقی» زندگی می کنیم. روزانه در رسانــه ها و روزنــامــه‌هـــا عنوان هایی در رابطه با انواع سوء استفاده ها و اختلاس های مالی و غیره می شنویم که بعضاً باعث هتک حرمت و آبروی اشخــاص و البته شرکــت ها می شود. این موضوع هر چند در حال حاضر به نظر می رسد که تشدید شده است اما در گذشته نیز مصداق داشته است . به عنوان نمونه در رای گیری از مردم آمریکا در دهه 80 ، 70 درصد مردم در برابر این پرسش که آیا ســازمان ها بــه این موضــوع توجــه می کنند که مدیران اجرایی آن ها جنبه های قانونی و اخــلاقی را رعــایت می کننــد، پاسخ شان منفی بوده است .( bird and Westly,1989:75-89)
این طور که از گـــزارشــات بر آورد می شود اعتماد مـــردم نسبــت به این کــه سازمان ها اصول اخلاقی را رعایت می کنند کاهش یافته است، در نتیجه بسیاری از نظریه پردازان به موضوع رعایت اصول اخلاقی در سازمان ها توجه زیادی نموده اند. چون هر تصمیمی که یک شرکت یا سازمان بگیرد به صورت بخشی از اصول اخلاقی در خواهد آمد، پس مدیریت موثر باید موضوع اصول اخلاقی را بر فهرست روش های مدیریت خویش بیفزاید. (اســتونر، فریدمن ، گیلبرت، 1995 ، ص 169 ) . 
استونر و فریدمن اصول اخلاقی را این طور تعریف می کننـد: مطالعه شیــوه ای کــه تصمیــمات فــرد بـــــر دیــگــران اثــر می گذارد . همچنین عبارت است از مطالعه حقوق و وظایف مردم، مقررات معنوی که افراد به هنگام تصمیم گیری رعایت می کنند و ماهیت روابط بین افراد . (استونر، فریدمن، گیلبرت، 1995، ص 171 ) 
تعریف دیگری که در حوزه مدیریت ازاخلاقیات ارائه شده بدین شرح است: در مفهوم کلی، اخلاقیات، مجموعه اصول و ارزش هایی است که رفتارهای یک شخص یا گروهی را با در نظر گرفتن آن چه صواب یا ناصواب است هدایت می کنند. به عبارت دیگر ، اخلاقیات مجموعه استانداردهایی را در رابطه با اقدامات و تصمیم گیری که چه چیــزی خوب یا بــد است تعیین می نماید ( ایران نژاد پاریزی ، 1393 ، ص 88 ) 
اخلاق یعنی رعایت اصول معنوی و ارزش هایی که بر رفتار شخص یا گروه حاکم است ، مبنی بر اینکه درست چیست و نـــادرست کدام است.  ارزش های اخـــلاقی تعییـن کننده استانداردهایی هستند مبنی بر اینکه از نظر رفتار و تصمیم گیری چه چیز خوب یا بد است. ( Daft,2010,389)
همچنین اخلاق به دو حوزه اخلاق عملی و اخلاق نظری نیز تفکیک شده است. اخلاق نظری، علم تشخیص خیر و شر است  و از مبداء خداوندی نشات می گیرد. اخلاق عملی؛ علم عمل به اخلاقیات، تهذیب نفس است . اصول بنیادین اخلاق عملی شامل صداقت، انصاف ، احساس مسئولیت ، جدیت ،  فعالیت، وفای به عهد و مهم تر از همه رعایت حقوق دیگران می شود. به این مفهوم که حقوق مخلوقیات ، خاصه انسان را رعایت کنیم و در همه حال خود را به جای دیگران بگذاریم ، یعنی آن چه را به طور مشروع برای خود می پسندیم برای دیگران نیز بپسندیم. خلاصه آن که با توجه به مبداء ( خداوند ) بتوانیم صفات مثبت از قبیل حس نوع دوستی ،  شفقت و نیک خواهی را در خود پرورش دهیم و از صفات منفی و ضعف های اخلاقی دوری کنیم. 

اصول اخلاقی در سه بعد رفتار حریم انسانی 
شکل زیر سه بعد رفتار انسانی را نشان می دهد. اول قوانین هستند که به وسیله آن ها ارزش ها و استانداردها، مدون ومکتوب می شوند و از طریق دادگاه ها اجرای آن ها ضرورت می یابد. مثل اخذ گواهی نامه یا پرداخت مالیات. در سوی دیگر طیف، انتخاب آزاد قرار دارد که قانون در این رابطه ساکت است و فرد یا سازمان برای اقدام ، کاملاً آزادی دارد. مثلا اینکه فرد چه تعداد نیروی انسانی استخدام کند یا چه مقدار کالا تولید کند. 
بین این دو طیف حوزه اخلاقیات واقع است. این قلمرو قوانین مشخصی ندارد اما استانداردهای رفتاری بر مبنای اصول و ارزش های مشترک درباره اخلاقیات بر اعمال فرد یا شرکت حکمفرماست . در قلمرو انتخاب آزاد ، اطلاعات از سوی خود فرد دیکته می شود. در قلمرو قانون ، اطاعت از قوانین مدون ، نحوه و حیطه ی عمل را مشخص می کنند. در قلمرو رفتار اخلاقی، اطاعت از هنجارها و استانداردهایی است که فرد یا سازمان از آن ها آگاهی دارد . یک تصمیم قابل قبول اخلاقی به طور قانونی و اخلاقی از سوی جامعه بزرگتر نیز قابل پذیرش است. 
بسیاری از سازمان ها و افراد با این دیدگاه ساده که انتخاب ها به وسیله قانون یا انتخاب آزاد هدایت می شوند در زحمت می افتند . این موجب می شود که افراد به اشتباه تصور کنند که « اگر عملی غیر قانونی نیست ، پس باید اخلاقی باشد» یعنی مثل اینکه قلمرو سومی وجود ندارد . یک انتخاب بهتر ، تشخیص قلمرو اخلاقیات و قبول ارزش های اخلاقی به عنوان یک نیروی قدرتمند خوبی است که می تواند رفتارها را در داخل و خارج از سازمان هدایت کند. ( ایران نژاد  پاریزی، 1393 ، ص 90 ) 
به طور کلی امر و نهی در حوزه انسانیت در سه زمینه مطرح است: 
* امر و نهی دینی: کتاب های آسمانی برایش وضع شده است ( شرع ) 
* امر و نهی اجتماعی: قانون برایش وضع شده است ( عرف ) 
* امر و نهی اخلاقی: آن را  انسانیت  گویند. به جای آوردن آن، انسانیت و تربیت می خواهد. رعایت نکردنش ممکن است ضرری به دین و اجتماع نزند  اما بر خلاف اخلاق است. مثلاً شخص محترمی رد می شود اگر به او سلام نگویی مواخذه دینی و قانونی ندارد اما نفس لوامه ملامتت می کند. 
ریچارد دفت در کتاب «فرآیند طراحی سازمان» می نویسد: 
اصول اخلاقی بیشتر مربوط به رفتارهایی می شوند که تحت پوشش مقررات قانونی قرارنمی گیرند. مقررات قانون بر رفتارهایی اعمال می شوند که الزاماً تحت پوشش اصول اخلاقی قرار نمی گیرند. قوانین کنونی بازتابی ازقضاوت های معنــوی و اخلاقی است ولی تمام نکات اخلاقی در آن گنجــانده نشده است. بســیاری از افراد بــر این باورند که اگر کسی قانونشــی را نقض نکند، در آن صورت اصول اخلاقی را رعایت کرده است، ولی دامنه اصول اخلاقی بدانجا کشیده نمی شود که جنبه قانونی به خود بگیرد. بسیاری از رفتارها جنبه قانونی پیدا نکرده اند و مدیران در زمینه پیدایش هنجارها و ارزش ها باید حساسیست بیشتری از خود نشان دهند.اصول اخلاقی در مدیریت همان اصولی است کـــه بــه هنگــام تصـمیـــم گیــری و رفتار (در رابطه با درسـت یا نـادرست بودن آن ها ) از نظر اخلاقی مدیــران را هدایت و راهنمایی می کنـــد . موضوع مسئــولیت اجتمــاعی در گستــره همین مطلـب قـــرار می گیــرد و به تعهدات مدیریت مربوط می شود، یعنی به هنگام تصمیم گیــری و اقدام سازمان  باید به گونه ای عمل نمایــد که به خیر و صلاح جامعه و خودش باشد.  (Daft,2010,391)